ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
487
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
ايجاد مىشود و به همين دليل هم « نزله » تسميه شده است . زكام و نزلهء ريوى كه اغلب بر اثر سرماخوردگى سر ايجاد مىشود در ابتدا و انتهاى زمستان بيداد مىكند و همهگير نيز مىشود و تقريبا همواره بخوشى و خوبى پايان مىپذيرد . خروسك يا خناق گاه و بيگاه ديده مىشود و در اغلب حالات به مرگ منجر مىگردد . تنگى ناى گلو گاهى از عواقب سيفليس است ؛ از سل قصبة - الريه هيچ موردى ديده نشده . سياهسرفه هم به عنوان بيماريئى مستقل و هم به دنبال سرخك به صورت همهگير ظاهر مىشود و هم به دليل بدخيميش و هم به علت اشاعه و گستردگى آن كودكان را به شدت قلع و قمع مىكند . سينهپهلو و ذات الريه در هر زمستان در تهران و تبريز غوغا مىكند درحالىكه در ساحل درياى خزر التهاب قفسهء صدرى بسيار نادر است . پايان مرگبار اين امراض را من بيشتر در اثر رگ زدن مىدانم كه به تجويز اطباى ايرانى در غير موقع انجام مىگيرد تا به دليل خصلت و طبع خود بيمارى . خلط ريه و بادكردگى سينه ظاهرا كمتر بروز مىكند . يكى از ناراحتيهاى عمومى نزلهء ريوى مزمن است با بزرگ شدن حبابهاى ريه ( امفيزم ) كه مسلما در اثر افراط در كشيدن قليان ابتلاى به آن تسريع مىشود و البته در شهرهاى صنعتى كاشان و اصفهان علل تنفس گرد و غبار و سروكار داشتن با آب بر آن مزيد مىگردد . سل ريوى را نمىتوان در مورد ايرانيان بومى در شمار بيماريهاى موجود محسوب داشت . نه موردى كه طى نه سال طبابت در ميان نژاد سفيد با آن برخورد كردم ، تقريبا همه از زنان بودند . چند هفته پس از وضع حمل اين مرض در آنها ظاهر شد و به سرعت چشمگيرى به مرگشان انجاميد . در شمال ايران ، مثلا آذربايجان اين مرض بايد قدرى بيشتر باشد اما باز در ناحيهء ساحلى درياى خزر به صورت استثنا با آن مواجه مىشويم . هيچ ايرانى را نديدم كه علائم سل در او مشهود باشد . در عوض تقريبا همهء سياهپوستان و حبشيانى كه به ايران آمده بودند قبل از رسيدن به سن سىسالگى به بيمارى سل و خنازير جان مىسپردند ، بخصوص زنان آنها پس از وضع حمل مىمردند . ظاهرا شرايط اقليمى اين ديار بر بيگانگانى كه استعداد ابتلا به سل دارند تأثيرى زيانبار مىگذارد . از دو خانم اروپائى كه از جملهء آشنايان من بودند ، يكى از اهالى هلند بود و پس از توقف چند ساله در ايران به سل مبتلا شد ، ايران را ترك گفت ولى كمى پس از آن در تفليس مرد ؛ ديگرى كه فرانسوى بود كمى پس از ورودش به بيمارى حاد سل ارزنى دچار شد و مقهور آن گرديد . نقايص عضوى قلب يا دريچهء آن علىرغم كمى رماتيسم حاد مفصلى باز زياد و چشمگير است . البته تپش قلب را كه شيوع فراوان دارد و سواى عللى كه هنوز بر من آشكار نيست از افراط در نوشيدن قهوه و چاى و ارتفاع زياد مملكت از سطح دريا هم ناشى مىشود ، با اين بيمارى نبايد اشتباه كرد . گاه مىشود كه تپش قلب ماهها خواب را از چشم مىربايد و شدت ضربان به حدى